تصمیم گیری از دیدگاه روانشناسی

تصمیم گیری از دیدگاه روانشناسی
5
(2)

تصمیم گیری از دیدگاه روانشناسی

مقدمه

تصمیم گیری و گزینش در تمام رده های تکاملی از فرایندهای شناختی مهم جانداران است. اگر چه به طور ابتدایی اما برای مثال در یک حیوان می بینید چگونه در شرایط خطر تصمیم می گیرد چه کند یا برای صید به کدام جهت و مسیر برود. واضح است که تصمیم گیری بهینه به حفظ حیات و زندگی بهتر به جاندار یاری می رساند. در عین حال تصمیم گیری از جمله مهارت های لازمی است که بشر در سراسر عمر بدان نیازمند است.

 این قابلیت ضروری یکی از ویژگی های مهم هر مدیر و مسئول توانا و با کفایتی نیز به شمار می آید. تمام سازمان ها با تصمیم گیری و نظارت بر این که تصمیم ها عملی شوند، اداره می شوند. بدون تصمیم گیری درست، پیشرفتی در هیچ عرصه ای امکان پذیر نخواهد بود.

تصمیم گیری و زندگی

تصمیم گیری و زندگی-  تصمیم گیری از دیدگاه روانشناسی
تصمیم گیری و زندگی

واقعیت این است که ما پیوسته در خانه و بیرون از آن براساس نیازها و انگیزه های خود تصمیم گیری و انتخاب می کنیم. این تصمیم گیری ها و گزینش ها می توانند در موارد گوناگون زندگی از جمله زمینه های شخصی، حرفه ای، خانوادگی، آموزشی، معنوی، فرهنگی و اجتماعی باشند. این که چه بخوریم، چه بپوشیم، کجا برویم، چه کار کنیم، چه بخواهیم، چگونه رفتار کنیم، چه رشته ای بخوانیم، وقتمان را چگونه بگذرانیم، کدام هدف را دنبال کنیم، بعضی از گزینش های ما هستند.

 گزینش بر پایه تصمیم گیری درست، از امتیازات بزرگ انسان است که وی را در رده های تکاملی موجودی بی نظیر رقم می زند و بعضی آن را یکی از ابزارهای لذت او می دانند. دانش عمومی، اطلاعات ویژه، ارزش و سلیقه ی افراد می تواند بر تصمیم گیری آنها در همه ی مراحل زندگی اثر بگذارد. اگرچه بعضی از تصمیم گیری ها کوچک و کم اهمیت تر به نظر می رسند اما بعضی دیگر چنان مهم و همه جانبه هستند که جریان زندگی ما را تحت تاثیر قرار داده و جهت حرکت و مسیر تلاش های ما را تعیین می کنند.

چرا تصمیم گیری مهم است

تصمیم گیری و انتخاب ها در شکل دهی به زندگی ما چنان نقش مهم و زیربنایی دارند که گفته می شود زندگی انسان هر چه هست حاصل مجموعه گزینش های او به شمار می آید. به عبارتی، هر انسان با گزینش هایی که می کند و تصمیماتی که می گیرد زندگی خویش را به صورتی ویژه شکل می دهد. گزینش علاوه بر آن که حاکی از توانایی تصمیم گیری است، مبین میزان دانش، ارزش و سلیقه ما نیز هست.

تاثیر تصمیم گیری

تاثیر تصمیم گیری-  تصمیم گیری از دیدگاه روانشناسی
تاثیر تصمیم گیری

تصمیم گیری و انتخاب های ما تنها زندگی مادی و بیرونی ما را تحت تاثیر قرار نمی دهند بلکه بر درون ما و تصویری که از خویش ساخته ایم نیز اثری عمیق می گذارند. برای مثال تفسير ما از پیامد ناخوشایند چند گزینش ممکن است این باشد که خود را ناتوان بدانیم و شایسته ی موقعیتی بهتر از آن چه داریم، نشناسیم.

این تعبیر و تفسیر نادرست که تصور ما را نسبت به خودمان مخدوش و منحرف می کند، می تواند پس از این ما را به ترس و شک انداخته، اعتماد به نفس مان را کم کرده و از قدرت عمل، ابتکار و تلاش مان بکاهد. از طرف دیگر نتیجه ی دلخواه چند گزینش مناسب و تفسیر مثبتی که از آن می کنیم می تواند موجب افزایش اعتماد به خودمان شود، بر قدرت عمل، ابتکار و تلاش مان بیافزاید و از ما فرد دیگری بسازد.

تعریف تصمیم گیری چیست؟

تعریف تصمیم گیری چیست؟-  تصمیم گیری از دیدگاه روانشناسی
تعریف تصمیم گیری چیست؟

عمل تصمیم گیری به صورت های گوناگونی تعریف می شود :

  • روند بررسی اطلاعات، ارزشیابی راههای گوناگون حل مسأله، انتخاب و به کارگیری بهترین راه.
  • موضع، عقیده، یا قضاوتی که پس از بررسی به دست می آید.
  • بررسی اطلاعات و انتخاب یک گزینه از میان گزینه های گوناگون
  • روند شناختی گزینش یک روش عمل از میان روش های متفاوت.

هر کس بنابر تعریف خود برای تصمیم گیری از روش ویژه ای استفاده می کند. گروهی به احساس خود تکیه می کنند. جمعی اولین راه حل را برمی گزینند. بعضی آن قدر در مورد انتخاب های شان فکر می کنند که به کلی تصمیم گرفتن را فراموش می کنند. عده ای نیز تمایل دارند دیگران برای آنها تصمیم بگیرند. افراد دیگری نیز هستند که تصمیم گیری را هرچه بتوانند به تاخیر می اندازند یا آن را به سرنوشت واگذار می کنند.

گام ها و فرایندهای تصمیم گیری

تصمیم گیری، فرایند ایجاد و ارزیابی گزینه ها و انتخاب کردن از میان آن هاست. آیا همیشه لازم است با نهایت تلاش و سختی دست به تصمیمی زد که بر اساس انتخاب است؟ شاید نه. گاهی انتخاب بهترین راه حل، فرد تصمیم گیرنده را بسیار گیج و سردرگم می کند و فرد می ترسد از این که نتوانند تصمیم درستی را در شرایطی که ایجاد شده بگیرد. حتی گاهی برای افراد جمع کردن و به دست آوردن داده ها و اطلاعات، مهم تر از تصمیم گیری می شود.

بهتر است فرد در شرایط نسبی تصمیم بگیرد و سپس بر اساس خطر پذیری و خطاهای خود یاد بگیرد در موقعیت های گوناگون تصمیم گیری چه عوامل و متغیرهایی برایش مهم تر و موثرتر هستند. در حقیقت بهترین یادگیری در این فرایند، یادگیری از خطاهاست که به فرد کمک می کند از خطاهای خود بیاموزد و یک تصمیم گیرنده فعال و منعطف باشد، نه یک تصمیم گیرنده ایده آل و بدون خطا.

تصمیم گیری قالب ویژه ای ندارد

تصمیم گیری در یک بسته بندی و در قالب ویژه رخ نمی دهد بلکه عناصر سازمان دهنده محیط بیرونی و درونی در این فرایند نقش مهمی دارند. ما اطلاعات خود را از محیط بیرونی به وسیله ی حواس پنجگانه ی خود یعنی بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و بساوایی و به عبارتی با چشم ها، گوش ها، بینی، دهان و پوست خود به دست می آوریم. این اطلاعات از جهان فیزیکی ما به حواس ما می رسد.

این جریان چندگانه از اطلاعات در قالب انرژی برای پردازش به مغز ما فرستاده می شود. هم چنین محیط درونی کمک می کند تا تعیین کنیم چه تصمیمی باید گرفته شود و چه کسی باید این تصمیم را بگیرد. مغز به طور خودکار داده هایی که به وسیله حواس به دست آورده است را تجزیه و ترکیب می کند و به صورت الگوهای اطلاعاتی قابل شناسایی برای ذهن در می آورد. در واقع مغز نوعی رمزگشایی برای ذهن فراهم می سازد که به راحتی بتواند الگوهای اطلاعاتی را انتزاعی کند.

در نهایت این ذهن است که به الگوهای اطلاعاتی فرم و شکل می دهد. پس می توان گفت تصمیم گیری تابع شرایط محیط درون و بیرون موجود زنده یا واحد تصمیم گیرنده است که به عنوان عوامل اولیه در شکل گیری تصمیم شناخته می شوند. صرف نظر از این که تصمیم گیری سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، عاطفی و تجاری باشد، پنج گام اساسی در تصمیم گیری وجود دارد:

پنج گام اساسی در تصمیم گیری

  1. شناسایی مشکل و موقعیت
  2. ایجاد گزینه ها
  3. ارزیابی گزینه ها
  4. انتخاب و به کارگیری بهترین گزینه
  5. ارزیابی تصمیم

 ۱ – شناسایی مشکل و موقعیت

شناسایی مشکل و موقعیت-  تصمیم گیری از دیدگاه روانشناسی
شناسایی مشکل و موقعیت

برخی افراد تصمیم گیری را تنها معادل حل مساله می دانند. اما مشکلات، اغلب نسبت به هر موقعیت دارای ویژگی های متفاوتی هستند. اولین گام در فرایند تصمیم گیری، توجه دقیق به موقعیت ها و فرصت های موجود است، نه فقط توجه به خود مشکل. اما اغلب تفاوت میان مشکل و موقعیت در این گام و تعریف هریک خیلی واضح نیست. باید در این مرحله نه تنها خود مشکل بلکه عوامل ایجاد کننده آن نیز به طور ویژه بررسی شوند و چرایی ایجاد مشکل پیش از فرایند حل آن، مشخص شود.

یک مشکل زمانی رخ می دهد که در شرایط یک سازمان یا یک وضعیت، نوعی عدم تطابق ایجاد شود که مانع دستیابی به هدف گردد. اولین گام از گام های تصمیم گیری، آگاهی از موقعیت و مشکل است که نیاز به نظارت دقیق بر محیط درونی و بیرونی دارد.

۲ – ایجاد گزینه ها

هر مشکلی ممکن است به روش ها و راه حل های متفاوتی حل شود. انتخاب های موجود برای تصمیم گیرنده، گزینه نام دارد. تنها گزینه ای که در حل مشکل به کار می رود آن است که در قضاوت فرد و انتخابش، بهترین موقعیت را دارا باشد. در این مرحله از فرایند تصمیم گیری، مهم آن است که فرد همه ی راه حل های قابل انعطاف را بررسی کند تا به وسیله ی آن، مشکل شناسایی شده، قابل حل شود. تصمیم گیرنده، کار را با بررسی این گزینه ها شروع می کند. در یک مطالعه، پژوهشگران دریافته اند محدودیت در جست و جوی گزینه های ممکن، اولین دلیل شکست در تصمیم گیری های فردی و سازمانی است. گزینه های تصمیم هم چنین می توانند به عنوان یک ابزار برای کاهش تفاوت میان عملکرد فعلی موجود زنده با خواسته های آتی وی عمل کند.

٣ – ارزیابی گزینه ها

اغلب، فواید و مضرات هر راه حل ممکن، قابل بررسی است. یک گزینه ممکن است حتی با داشتن نواقصی اندک آشکارا بهتر باشد. همواره نباید به دنبال کامل ترین گزینه برای تصمیم گیری بود. گاهی پاسخ یک مشکل در شرایطی ویژه، گزینه ای است که از همه جوانب ما را راضی نکند و کامل نباشد. مهم آن است که فرد با دیدگاه واقع گرایانه، جوانب گوناگون یک گزینه ی ویژه را بررسی کند. گاهی در ابتدا یک نظر یا عقید، مفید به نظر می آید اما با گذشت زمان کاربردی نبودن آن گزینه مشخص می شود.

راه های گوناگونی برای ارزیابی یک گزینه وجود دارد. یکی آن که تمامی فواید و مضرات را بدون تاکید ویژه بر هیچ یک، در فهرستی گرد آوریم. راه حل دیگر، بررسی انتظارهای موجود از گزینه ای است که امکان دارد انتخاب آن به افراد کمک کند.

۴ – انتخاب و به کارگیری بهترین گزینه

 انتخاب و به کارگیری بهترین گزینه
انتخاب و به کارگیری بهترین گزینه

هنگامی که گزینه های موجود بررسی شد، باید یکی از آنها به عنوان راه حل انتخاب شود. تصمیم انتخابی، گزینه ای است که بیشترین کاربرد و کمترین ابهام و مشکل را داشته باشد. بهترین گزینه، انتخابی است که به راحتی با اهداف، ارزش ها و دستاوردهای فردی یا گروهی منطبق باشد. انتخاب، بستگی زیادی به نوع شخصیت فرد دارد که تا چه حدی برای وی میزان خطرپذیری و عدم قطعیت قابل قبول باشد.

 در این مرحله فرد همه اطلاعات مرتبط با انتخابش را گردآوری می کند و توانایی این تحلیل را می یابد که تا چه میزان این انتخاب، وی را به هدفش نزدیک می کند و چقدر این انتخاب برای او کاربردی است. طبق دیدگاه شناختی، در این مرحله، بازخورد بسیار مهم است. دانشمندان شناخت گرا اعتقاد دارند تصمیم گیری یک فرایند پیاپی و بی پایان است. بازخورد تصمیم درستی یا نادرستی تصمیم را نشان میدهد. این مرحله در ظاهر بسیار ساده است. مطالعات نشان داده است ترس یا عدم توانایی انتخاب درست، اغلب سیب تصمیم گیری های نادرست و حتی در شرایط پیچیده تر سبب انصراف از تصمیم گیری می شود.

۵ – ارزیابی تصمیم

هیچ فرایند تصمیم گیری تکمیل نمی شود مگر این که در معرض اجرا و در رویارویی با محیط و موقعیت قرار گیرد. فرایند تصمیم گیری مانند یک چرخه عمل می کند که پس از حل یک مشکل با موقعیت دیگری روبه رو خواهد شد که نشان از منفعل نبودن و تداوم فرایند تصمیم گیری. روان شناسان شناختی با در نظر گرفتن مراحل و گام های گوناگون تصمیم گیری، در نهایت «مدل منطقی سلسله مراتبی» را ارائه کردند.

شناخت گراها انسان را یک پردازش کننده ی پویا و منطقی برای اطلاعات می دانند که در بهترین شرایط تصمیم گیری، از پنج گام یاد شده پیروی می کند. گاهی ممکن است همه ی این مراحل به ترتیب و طبق روند سلسله مراتب اتفاق نیافتد. این نیز از شگفتی های مغز ماست که گاهی از یک مرحله با سرعت می گذرد و بنابر موقعیت دست به تصمیم می زند.

مدل سلسله مراتبی منطقی تصمیم گیری-  تصمیم گیری از دیدگاه روانشناسی
مدل سلسله مراتبی منطقی تصمیم گیری

 

مدلهای تصمیم

5 مدل تصمیم گیری

پنج مدل در تصمیم گیری تعریف شده است :

  1. مدل کلاسیک
  2. مدل منطقی
  3. مدل منطقی محدود
  4. مدل اجرایی
  5. مدل سیاسی

 در مدل منطقی، یک تصمیم گیرنده سعی می کند خوش بینانه ترین و کاربردی ترین انتخاب را از میان گزینه های موجود داشته باشد. در مدل منطقی محدود، اولین گزینه رضایت بخشی که دارای محدودیت کمی باشد برگزیده شده، گزینه های بعدی بررسی نمی شود. با پیشرفت این حوزه ی مطالعاتی، مدل های دیگری نیز توسط پژوهشگران معرفی شدند. برخی از رایج ترین آنها به طور خلاصه مورد اشاره قرار خواهد گرفت.

1 – مدل کلاسیک

مدل کلاسیک تصمیم گیری، بر اساس فرضیه های اقتصادی طراحی شده است. این مدل اولین بار در حوزه ی مدیریت مورد بررسی قرار گرفت زیرا اغلب مدیران در معرض تصمیم گیری های اقتصادی و تجاری قرار دارند. این مدل بیان می دارد چه طور یک تصمیم گیرنده باید دست به تصمیم بزند. اما به طور واضح تشریح نمی کند که فرد چگونه به بهترین نتیجه یا دستاورد ایده آل دست می یابد. در حقیقت محدودیت مشکل این مدل در آگاهی دادن در مورد موقعیت و اهداف است.

2 – مدل منطقی

مدل منطقی-  تصمیم گیری از دیدگاه روانشناسی
مدل منطقی

بارها در کتاب ها خوانده ایم که تصمیم گیری باید منطقی باشد. اما منطق چیست؟ چه زمانی افراد، منطقی فکر می کنند و تصمیم می گیرند؟ عملکرد و تصمیم منطقی فرایند صحیحی است که افراد را به هدف شان نزدیک می کند. این فرایند بر اساس اطلاعات و داده های موجود و در شرایط ویژه با در نظر گرفتن محدودیت هایش پیش می رود. بر اساس این مدل، افراد باید اطلاعات کافی و توانایی تجزیه تحلیل و ارزیابی گزینه های موجود بر اساس اهداف خود را داشته باشند.

3 – مدل منطقی محدود

شرایط پیچیده ی تصمیم گیری، محدودیت زمان و توانمندی شناختی، محدودیت هایی بر فرد تحمیل می کنند. این محدودیت ها همواره با منطقی بودن در تضاد قرار دارند. در این مرحله، شاید تصمیم گیری منطقی محدود، با نواقصی روبه رو شود. در این مدل فرد باید با حداقل رضایت به تصمیم برسد. رضایت یعنی برگزیدن اولین راه حلی که دارای کمترین معیارهای تصمیم گیری است.

 نگاه محدود سبب پوشیده ماندن دیگر راه حل ها خواهد بود. از طرفی محدودیت در اطلاعات و زمان، بر منطقی بودن در تصمیم تاثیر می گذارد. تحقیقات نشان می دهد افراد هنگام تصمیم گیری، از یک فرایند عقلانی صرف پیروی نمی کنند. اغلب افراد، به دلیل محدودیت های زمانی، اطلاعاتی و منابع، تعداد اندکی از راه حل ها را در نظر گرفته و از میان آنها دست به انتخاب راه حل قابل قبول تر می زنند. این گونه تصمیم گیری بیشتر مبتنی بر تجربه و شهود است.

4 – مدل اجرایی

مدل اجرایی-  تصمیم گیری از دیدگاه روانشناسی
مدل اجرایی

این مدل تصمیم گیری، وضعیت فردی که در موقعیت سخت تصمیم قرار دارد را توصیف می کند. مانند تصمیم گیری در شرایط مبهم و عدم قطعیت. گاهی شرایط برنامه ریزی نشده ای پیش می آید که فرد نیاز دارد با سرعت عمل دست به انتخاب بزند. در چنین شرایطی، تصمیم ها ساختار نایافته، جدید، ناآشنا برای فرد و مبهم در نتیجه هستند. حتی اهداف تصمیم نیز مبهم و متعارض است و در میان جمع تصمیم گیرنده کمترین توافق وجود ندارد. همچنین کسی نسبت به مشکلات و موقعیت های پیش رو آگاهی کافی ندارد.

5 – مدل سیاسی

مدل سیاسی به تصمیم گیری هایی در شرایط عدم قطعیت اشاره دارد. اطلاعات محدود در مورد این که چه هدفی و چگونه باید در پیش گرفته شود، موجب عدم توافق میان مدیران می شود. محیط واقعی این مدل شامل مدیران و احزاب است.

مجموعه تصمیم های پیچیده توسط افراد متعدد، اطلاعات ناقص و مبهم، فقدان توافق در مورد مشکل و راه حل، گوناگونی ارزش ها و اهداف از ویژگی های این مدل است. مدیران تصمیم گیرنده در مدل سیاسی، بدون دسترسی به منابع و زمان کافی، اغلب برای شناسایی همه ی ابعاد مشکل و کشف فرایند، در فشار روانی قرار دارند. در این شرایط، تشکیل جلسات بحث و مناظره، به تکمیل اطلاعات برای تصمیم بهتر می انجامد و چالش ها و جدل ها میان مدیران است که به تصمیم منتهی می شود.

سبکهای تصمیم گیری

1 – سبک انعطافی یا مستقیم

تصمیم گیرنده های منعطف دوست دارند بدون اتلاف زمان و بدون بررسی دیگر حق انتخاب ها یا دیگر فرصت های سریع ترین تصمیم را بگیرند. آنها به گزینه های متعدد نیاز ندارند و فرصتی را صرف شناخت آنها نمی کنند.

2 – سبک انعکاسی یا تحلیلی

این دسته تصمیم گیرندگان، برای جمع آوری و تجزیه و تحلیل گزینه های موجود به زمان زیادی دارند. آنها دوست دارند در آسودگی خاطر تصمیم بگیرند. افرادی با این سبک، تصمیم گیرنده های خوبی نیستند و نمی توانند در شرایط بحران، واکنش سریع و به موقع نشان دهند.

3 – سبک مشارکتی

سبک مشارکتی-  تصمیم گیری از دیدگاه روانشناسی
سبک مشارکتی

تصمیم گیری افرادی با این سبک شامل تکرار چند مرحله ی پیاپی است. مشورت با دیگران، مشورت بیشتر، راحت سازی تصمیم گیری و عمل نهایی. این افراد در مشورتهای وسواس گونه ی خود به دنبال منابع اطلاعاتی کافی و مناسب هستند.

4 – سبک موقعیتی

در تصمیم گیری به سبک موقعیتی، فرد همه ی مراحل تصمیم گیری و گام های موثر برای رسیدن به تصمیم مناسب را در ذهن خود بررسی می کند. همه ی این فرایند درون فرد اتفاق می افتد و کسی از مراحل آن با خبر نمی شود. تنها نتیجه ی نهایی است که به عنوان تصمیم، عملی می شود. برای مثال، مدیران بزرگ اقتصادی، هنگام ضررهای بزرگ مالی یا بحران اقتصادی لازم است به طور محرمانه و شخصی دست به تصمیم گیری بزنند تا فوریت پیش آمده را به شیوه ای موثر برطرف کنند.

 مدیران سیاسی نیز در رایزنی های ملی یا بین المللی اغلب به این شیوه عمل می کنند. آنان با مرور تمام فرایندهای تصمیم، در ذهن خود، در نهایت بهترین گزینه را عملی می کنند. بدین ترتیب، کسی از مراحل کار، چگونگی انتخاب گزینه ها با خبر نمی شود. اغلب، این سبک تصمیم گیری در موقعیت های حرفه ای و محل کار افراد اتفاق می افتد.

بخش های قابل تشخیص این نوع تصمیم گیری را این گونه می توان برشمرد:

  • ایجاد یک موقعیت جدید برای رشد موقعیت حرفه ای در آینده
  • کاهش موانع محیطی به شیوه ای معین
  • جذب نتایج غیر قابل انتظار به شیوه های مطلوب
  • خودداری از جوانب منفی نتایج غیر قابل انتظار
  • انواع روشهای تصمیم گیری تصمیم گیری عقلانی

این تصمیم گیری براساس تفکر، مطالعه، پژوهش، بررسی و ارزیابی صورت می گیرد. از آن جا که این روش براساس واقعیت است و از خطا و اشتباه مصونیت زیادی دارد، یکی از سالم ترین روش های تصمیم گیری به شمار می آید.

گزینش بی طرفانه ی بهترین ها با به کارگیری خرد و نگاه به اطلاعات، اهداف و ارزش ها، مبتنی بر خودآگاهی و آگاهی به زمان و دقت به پیامدها و خطرات احتمالی. انتخاب فرد در این روش حق گرایانه و بر اساس ملاکهای ارزش واقعی است.

انواع تصمیم گیری در روانشناسی

1 – تصمیم گیری احساسی

تصمیم گیری احساسی-  تصمیم گیری از دیدگاه روانشناسی
تصمیم گیری احساسی

مبنای این روش تصمیم گیری، حالت های احساسی ویژه نظیر عشق، خشم، کینه و حسادت است. این که احساس درونی تصمیم گیرنده چه چیزی را درست می داند و نه آن چه تفکر وی قضاوت می کند، معیار این سبک تصمیم گیری خواهد بود.

2 – تصمیم گیری اجتنابی

تصمیمی که در پس ترس و نگرانی و به تعویق افتادن های پیاپی با از دست رفتن فرصت های مناسب و در ناچاری گرفته می شود، از این دست است. این افراد لزوم تصمیم گیری را انکار می کنند و امید دارند همه چیز خود به خود حل و فصل شود. افرادی که در این گروه قرار می گیرند، از همهی مهارتهای خود برای اجتناب از تصمیم و به تاخیر انداختن آن و در اصطلاح، امروز را فردا کردن، استفاده می کنند تا دیرتر تصمیم بگیرند.

هدف نهایی فرد در این نوع تصمیم گیری فقط و فقط حفظ آرامش ذهنی در کوتاه مدت است که اغلب بدون آینده نگری انجام می شود. این نوع تصمیم ها را در زندگی روزمره نیز می توانیم جست وجو کنیم. اغلب هنگامی که آزمون دشوار و مهمی پیش روی داریم، با تاخیر در آغاز مطالعه برای آمادگی شرکت در این آزمون، به آرامش در کوتاه مدت پناه می بریم. چرا که اقدام به شروع، خود عامل آشفتگی ذهن را فراهم می سازد.

3 – تصمیم گیری اخلاقی

تصمیمی است که فرد برای انجام آن تنها به دلایل اخلاقی تکیه می کند. ادامه دادن به یک زندگی مشترک پر از تنش به دلیل وجود فرزند، نمونه بارزی از این تصمیم گیری است. اغلب، انگیزه های مذهبی، فرهنگی و اجتماعی محور این نوع تصمیم گیری هستند.

4 – تصمیم گیری مطیعانه

پذیرش تصمیم دیگران بدون اختیار مشارکت در تصمیمی که برای فرد گرفته می شود در این گروه می گنجد. برای نمونه می توان به برخی ازدواج های سنتی اشاره کرد. در این نوع تصمیم گیری، فرد بر اساس انتظارات دیگران تصمیم می گیرد. ویژگی اصلی این سبک، انفعال است و فرد اجازه می دهد دیگران تصمیم خود را به وی تحمیل کنند. کلام رایج در این نوع تصمیم گیری نمیدونم هرچی شما بگید!» است.

5 – تصمیم گیری تکانشی

تصمیم عجولانه و پیش از ارزیابی شرایط و عاقبت در اثر ترس از دست دادن موقعیت در این گروه می گنجد. مانند زمانی که فردی را برای تصمیم گیری در ازدواج به عجله ترغیب می کنند و قدرت تفکر در مورد یک عمل درست را از او می گیرند. در این سبک فرد به سرعت و با مبنای تکانه های ناگهانی تصمیم می گیرد و ابدا به ارزیابی آرام و منطقی حقایق نمی پردازد، اغلب پس از گذشت زمان محدودی خود فرد نیز از این تصمیم ناگهانی خود متعجب می شود و حتی گاهی دچار سرزنش خود می گردد.

در پایان با در نظر گرفتن دیدگاه های روان شناسی مدرن به نکات کوچک اما کلیدی پرداخته می شود که ممکن است در مراحل گوناگون تصمیم گیری توجه به آن ثمربخش و موجب تصمیم گیری بهتر شود.

نکات کوچک اما کلیدی در تصمیم گیری

  • تصمیم گیری باید براساس استدلال باشد.
  • همیشه برای هر مسأله ای راه های عملی گوناگونی وجود دارد.
  • تصمیم خوب در هر شرایط، برگزیدن بهترین راه حل عملی است.
  • تصمیم گیری باید به موقع انجام شود و گرنه سودبخش نیست.
  • تصمیم های مهم، اثر بلندمدت و اساسی بر زندگی فرد و دیگران می گذارند.
  • پیدا کردن راه حل های بیشتر، امکان تصمیم گیری بهتر را افزایش می دهند. بنابر این خوب است همیشه در تصمیم گیری ها از بارش افکار استفاده شود.
  • اولین راه حلی که به ذهن می آید بهترین راه حل نیست. اگر چه شرایط فیزیکی یا عوامل بیرونی گاهی موجب محدود شدن انتخاب ما می شوند اما در هر شرایط، توانایی گزینش وجود خواهد داشت. دانش عمومی، اطلاعات ویژه و ارزش گذاری و سلیقه ی افراد بر تصمیم گیری آنها اثر می گذارد.
  • تصمیم گیری هایی که مهم و غیرقابل بازگشت هستند، اطلاعات و دقت بیشتری می خواهند.
  • نوشتن موارد گوناگون تصمیم گیری موجب روشنی و فراموش نشدن اطلاعات می شود.
  • افرادی که نتایج تصميمها بر آنها اثر دارد باید در تصمیم گیری شرکت داده شوند.
  • بدترین خصلت، به فردا انداختن تصمیم است.

منبع :

کتاب نورو مارکتینگ و تصمیم گیری

نویسندگان :

آناهیتا خرمی

آذر محمد زاده

گردآوری :

حسین شکرگزار

غیاث الدین مشایی

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 2

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.